امروز :سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶

میان من و تنهایی ام

ابتدا

دستان تو بود

سپس درب ها تا به آخر

گشوده شدند

سپس صورت ات

چشم ها و لب هایت

و بعد تمام ِ تو

پشت سر هم […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • شعر
    ۶۵۶
      گاهی باید از خانه گریخت به کوچه خیابان پارک و در خود ...
    236 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۲۲۳
    سنگ برای سنگر ، آهن برای شمشیر ، جوهر برای عشق ... در خود ...
    526 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۸۹۸
      پیش از آنی که به چشمان تو عادت ...
    324 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۱۵۷۵
    سفرم مدت‌هاست نمی‌دانستم خیال می‌کردم کلید را می‌پیچانم وارد آن خانه ...
    240 بازدید - بدون ديدگاه
  • Sanaz: واقعا محشر بود فوق العاده بود???????????...
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی