امروز :سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵

وسط خون و گریه می افتی

پدرت ایستاده پشت در است

آل زیر لحاف می خندد

قابله داد می زند : پسر است !

شیر پر! روز بعد ، مادر پر !

بعد از آن جنگ شد ، پدر…

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • فرید احیاکننده: درود بر دوست عزیزم و همراه قدیم مثل همیش...
  • khilial: اعلا بود ...ممنون...
  • ویرگول: با سلام و احترام؛ متاسفانه اطلاعاتی از ا...
  • محمد حسین حدادپور: ببخشید اگر امکانش براتون باشه میخواستم ب...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی