امروز :جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶

حالا دیگر
یک خط در میان گریه می‌کنم،
حالا دیگر
شانه‌هایم صبورتر شده‌اند
و با هر تلنگری که گریه می‌زند
بی‌جهت نمی‌لرزند!
انگار دیگر هیچ اتفاقِ عاشقانه‌ای
از چشم‌هایم نمی‌افتد
و پاییزِ من
اتفاق […]

ادامه مطلب
+

 

دستم را که رها می‌کنی،

سـُ‍ر می‌خورم توی بغل شب،

دو دستی می‌چسبدم.

بوسه‌ات را بغض می‌کنم،

نوازشت را می‌گریم،

و هم‌آغوشی‌ات را

عق می‌زنم

توی صورت شهر!

لبخند می‌پاشی

روی بالشم.

چشمت را نمی‌فهمم،

زبانت […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ۱۴۹۰
    شب/گریه کردم/قرص خوردم/شب/نخوابیدم در دست های سرد تو از ...
    448 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۱۰۵
      یک غزل گفته‌ام مثل یک سیب، با ردیف ...
    297 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۵۴۱
      تحمل کن عزیز دلشکسته / تحمل کن به ...
    169 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۶۱۶
      گفتی که مرا دوست نداری گلهای نیست بین من و عشق تو ولی فاصلهای نیست   گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه باید بروم حوصلهای نیست   پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دیگر اثر از چلچلهای نیست   گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست   رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسالهای نیست     از : مریم حیدرزاده  
    133 بازدید - بدون ديدگاه
  • ایلزاد: زیباست...
  • ایلزاد: آری چنین است. ....شاعر...
  • ایلزاد: شاعر...
  • ایلزاد: زیبا...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی