امروز :سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶

در کنج ایوان می‌گذارد خسته جارو را

در تشت می‌شوید دو تا جورابِ بدبو را

 

با دست‌های کوچکش هی چنگ پشتِ چنگ

پیراهن چرکِ برادرهای بدخو را…

 

قلیان و […]

ادامه مطلب
+

دریا که تو دلبسته‌ی آنی ز تو دل کند

ای رود به این تجربه‌ی تلخ نپیوند!

تنهایی من آینه‌ی عبرت من شد

دلها که […]

ادامه مطلب
+

گیسوانم موج موج و شانه هایت سنگ سنگ

موج را آغوش ِ سنگ آرام می سازد .. بمان !

 

 

از : مژگان عباسلو

 

 

ادامه مطلب
+

 

سال‌های سال
روی این نیمکت،
در همین ایستگاه
چشم‌ دوختم
به راه
تا مسافری…

مسافری که
هیچ‌گاه….

 

از : مژگان عباسلو

ادامه مطلب
+

از آسمان دلش بوی برف می‌آمد
اگر سکوت نگاهش به حرف می‌آمد

زنی که ابر ِ برآشفته زیر چادر بود
دلش بهار بهار از بهارها پر بود

به سر […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • Sanaz: واقعا محشر بود فوق العاده بود???????????...
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی