امروز :سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶

 

هم پلک می‌زنی و هم این که مرا به هم

هی می‌زنی مرا به هم و پلک را بههم

تبدیل می‌کنی […]

ادامه مطلب
+

 

چشمان تو چنان به دو چشمم نشسته است

گویی که کهکشان به دو چشمم نشسته است

انگار سال هاست تو را می شناختم

آن دختری که در ” […]

ادامه مطلب
+

 

همیشه اول فصل بهار می خندم

به حال و روز خودم زار زار می خندم

 

 

از : محمد ارثی زاد

 

ادامه مطلب
+

 

تتق…  که در زدی و دست های من وا شد

زمان به صفر رسید و چه زود فردا شد

سماور از هیجان  قل گرفت […]

ادامه مطلب
+

 

همیشه اول فصل بهار می خندم

تو دیده ای چقدَر بی قرار می خندم

ولی نیامدی امسال ، حال من خوش نیست

عجیب نیست […]

ادامه مطلب
+

 

جایش چقدر خالی است در شعر عاشقانه

یک اسم چار حرفی ، ساده کمی زنانه

یک اسم چون پرستو الهام بخش پرواز

بالاتر از […]

ادامه مطلب
+

 

هی پارس می کنند شب و روز در سرم

هی طعنه می زنند به اشعار دفترم

« این آب هندوانه به تو نان نمی […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • Sanaz: واقعا محشر بود فوق العاده بود???????????...
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی