امروز :جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶

ساده با تو حرف می زنم

مثل آب

با درخت

مثل نور

با گیاه

مثل شب نورد ِ خسته ای

با نگاه ماه

 

ساده با تو حرف می زنم

ناگهان مرا چرا چنین

به […]

 

و شایسته این نیست

که باران ببارد

و در پیشوازش دل من نباشد

و شایسته این نیست

که در کرت های محبت

دلم را به دامن نریزم

دلم را نپاشم

چرا خواب […]

ادامه مطلب
+

حالا که رفته ای

پرنده ای آمده است

در حوالی همین باغ روبرو

هیچ نمی خواهد ،

فقط می گوید : کو کو …

 

 

از : محمدرضا عبدالملکیان

ادامه مطلب
+

 

حالا که آمده ای

گریه نمی کنم

این باران

از آسمان دیگر است…

 

از : محمدرضا عبدالملکیان

ادامه مطلب
+

 

من دلم برای آن شب قشنگ

من دلم برای جاده ای که عاشقانه بود

آن سیاهی و

سکوت

چشمک ستاره های دور

من دلم […]

ادامه مطلب
+

 

رو‌به‌روی من فقط تو بوده‌ای

از همان نگاه اولین

از همان زمان که آفتاب

با تو آفتاب شد

از همان زمان که کوه استوار

آب شد

از همان زمان که جستجوی […]

ادامه مطلب
+

 

ساده با تو حرف می زنم

این پرنده ای که من کشیده ام

چرا نمی پرد؟

این ستاره

سرد و کاغذی است

این درخت

بی بهار مانده است

دانه های این انار […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ایلزاد: زیباست...
  • ایلزاد: آری چنین است. ....شاعر...
  • ایلزاد: شاعر...
  • ایلزاد: زیبا...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی