امروز :سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶

 

یک غزل گفته‌ام مثل یک سیب، با ردیف بیفتد بیفتد

شاید این شعر بی‌مایه باشد، شاید این قافیه بد بیفتد

 

من ولی امتحان […]

ادامه مطلب
+

 

باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام

باز هم یاد تو ماند و من و دیوانگی ام

 

اشک در دامنم آویخت که دریا باشم

مثل […]

ادامه مطلب
+

 

مجنون نه ! من باید خودم جای خودم باشم

باید خودم بی واژه لیلای خودم باشم

 

عمری مرا دور تو گردیدم دمی بگذار

گرداب نا آرام دریای خودم […]

ادامه مطلب
+

 

آمد درست زیر شبستان گل نشست

در بین آن جماعت مغرور شب پرست

 

یک تکه آفتاب ، نه ! یک تکه از بهشت

حالا درست پشت سر من […]

ادامه مطلب
+

 

دل خزان سوز بهاریست ، بهاریست که نیست

روز و شب منتظر اسب و سواریست که نیست

 

در دلم این عطش کیست ؟ خدا می داند

عاشقم دست […]

ادامه مطلب
+

 

فهمید دارم حسرتی ، داغی ، غمی ، فهمید

از حجم اقیانوس دردم ، شبنمی فهمید

 

می گفت یک جایی دلم دنبال آهوئی است

فال مرا فهمی نفهمی […]

ادامه مطلب
+

 

گفتی نمی خواهی که دریا را بلد باشی

اما تو باید خانه ی ما را بلد باشی

یک روز شاید در تب توفان بپیچندت

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • شعر
    ۱۰۶
      گرگ شنگول را خورده است گرگ منگول را تکه تکه می کند...   بلند شو ...
    194 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۱۳۲
      دیگر جا نیست قلبت پر از اندوه است خدایان همه‌ی ...
    156 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۵۳۵
    عقاب عاشق خانه! بدون پر برگشت غریب رفت، غریبانه ...
    223 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۴۵۳
      عسل خاتون من، صبر من و ما رو ...
    157 بازدید - بدون ديدگاه
  • Sanaz: واقعا محشر بود فوق العاده بود???????????...
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی