امروز :سه شنبه ۲ آبان ۱۳۹۶

تو کیستی، که من اینگونه بی تو بی تابم؟

شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم

تو چیستی، که من از موج هر تبسم تو

بسان قایق، سرگشته، […]

ادامه مطلب
+

 

زرد و نیلی و بنفش
سبز و آبی و کبود
با بنفشه ها نشسته ام ،
سالهای سال،
صیحهای زود .
در کنار چشمه ی سحر
سر نهاده روی شانه های […]

ادامه مطلب
+

 

امروز را به باد سپردم

امشب کنار پنجره بیدار مانده ام

دانم که بامداد

امروز ِ دیگری را با خود می آورد

تا من […]

ادامه مطلب
+

 

بر خاک چه نرم می خرامی ای مرد

آن گونه که بر کفش تو ننشیند گرد

 

فردا که جهان کنیم بدرود به درد

ادامه مطلب
+

 

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه های شسته، باران خورده، پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ های سبز بید

عطر نرگس، رقص […]

ادامه مطلب
+

 

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز […]

ادامه مطلب
+

 

همه ذرات جان پیوسته با دوست

همه اندیشه ام اندیشه ی اوست

نمی بینم به غیر از دوست اینجا

خدایا این منم یا اوست اینجا ؟

 

 

از : فریدون […]

ادامه مطلب
+

 

گلی را که دیروز

به دیدار من هدیه آوردی ای دوست

دور از رخ نازنین تو

امروز پژمرد

همه لطف و زیبایی اش را

که حسرت به روی تو می […]

ادامه مطلب
+

 

پرواز دسته جمعی مرغابیان شاد

بر پرنیان آبی روشن

در صبح تابناک طلایی

آه ! ای آرزوی پاک رهایی

 

 

از : فریدون مشیری

 

ادامه مطلب
+

 

بر تن خورشید می پیچد به ناز

چادر نیلوفری رنگ غروب

تک درختی خشک در پهنای دشت

تشنه می ماند در این تنگ غروب

از کبود آسمان ها روشنی

می […]

ادامه مطلب
+

 

پیش چشمت خطاست شعر قشنگ

چشمت از شعر من قشنگ تر است

 

من چه گویم که در پسند آید

دلم از این غروب تنگ تر است

 

 

از : فریدون […]

ادامه مطلب
+

 

این زمان نشسته بی تو با خدا

آنکه با تو بود و با خدا نبود

 

می کند هوای گریه های تلخ

آنکه خنده از لبش جدا نبود !

 

 

از […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • Sanaz: واقعا محشر بود فوق العاده بود???????????...
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی