امروز :پنج شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

 

عبور ماهی ها از کنار بشقابم

به من نگاه بکن! واقعاً تهِ آبم!

که بین جلبک‌ها نم کشیده اعصابم

شبیه یک بُرشِ بی ادامه از خوابم ↓

دراز می […]

ادامه مطلب
+

زنی برهنه تر از شیشه، روبروی چراغ،

نشسته بود در اینجای شعر، کارم داشت

تنش، لبش، لبه های شکسته ی تیزی،

که من ته ِ کلمات شکسته دارم […]

ادامه مطلب
+

دندان ِ کرم خورده، سرت روی صندلی

کرم کتاب خواندن و تا صبح خر زدن

چک کردن ِ ایمیل و تمام کامنت ها

دنبال […]

ادامه مطلب
+

شهر شلوغی که خودت را گم کنی تویش

شهری که هی زیر دماغت می زند بویش

خاموش، ته سیگارها افتاده هر سویش

دارد نگاهت می کند چشمان ترسویش

 

دیگر […]

ادامه مطلب
+

صدای کوفتی ِ توله سگ درون سرم

صدای کوفتی ِ جیغ و گریه ی پسرم

 

صدای کوفتی ِ بستن ِ در ِ خانه

صدای توی دلم مانده: «با […]

ادامه مطلب
+

۱

[بساط سبزی، توی حیاط، زیر درخت]

۲

سُرور خانم… و چند تا زن ِ خوشبخت!!

سُرور خانم و یک مشت حرف عُق دارش

ادامه مطلب
+

دهان ِ وا شده ی ماهی

که گیر کرده به قلّاب و

بدون دلهره از بیرون

کشیده می شود از آب و

نگاه می کندت، بی جان

– «مرا بلند […]

ادامه مطلب
+

کنار سفره نشستن، کنار ماهی ها

نگاه کردن ِ با اضطراب و دلشوره

به هفت سین ِ غم انگیز و ناقص امسال

و بعد خواندن ِ آهسته ی […]

ادامه مطلب
+

از پنجره بیرون می اندازم سلامت را

بی حوصله، می آورم بشقاب شامت را

خسته، جلو می آیی و می بوسی ام امّا

من هی عقب تر […]

ادامه مطلب
+

 

رود اشکم که به دریاچه ی غم می ریزد

خوابم از حالت چشم تو به هم می ریزد

گریه ام مثل خودم مثل غمم […]

ادامه مطلب
+

 

[این شعر چیزی کوچک و خاکستری دارد]

توی اتاق ِ خواب ِ بچّه یک پری دارد↓
با دست های خونی اش این چیز کوچک را…

[این بچّه غیر […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • مینا امینی: درودها مانا باشید و موفق...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • هاست ویندوز: بسیار عالی! سپاسگزارم بابت زحماتی که میک...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی