امروز :دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶

هیولای عجیبی بود مرگ

وحشتی در دور دست

دایه ام می گفت :

یا از دیوار شکسته می آید

یا از پارگی لباس نفوذ می کند

یا …

 

چهره نداشت

ردپا نداشت

بار […]

ادامه مطلب
+

جنگل

رد پای باران است

ویرانه

رد پای توفان

 

 

من

رد پای توام

همیشه پشت در خانه ات

تمام می شوم…

 

 

از : علیرضا راهب

 

 

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • Sanaz: واقعا محشر بود فوق العاده بود???????????...
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی