امروز :جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶

ما

دو شاخه یک درختیم

کاش

باد از هر دو سو می وزید…

 

 

از : شهاب مقربین

 

 

ادامه مطلب
+

اگر دری میان ما بود

می‌کوفتم

درهم می‌کوفتم

 

اگر میان ما دیواری بود

بالا می‌رفتم پایین می‌آمدم

فرو می‌ریختم

 

 

اگر کوه بود دریا بود

پا می‌گذاشتم

بر نقشه‌ی جهان و

نقشه‌ای دیگر می‌کشیدم

 

 

اما میان […]

ادامه مطلب
+

 

از سیاره ای دور
دور
دور
با تو حرف می زنم
کجا بردی دل بی صاحب مرا

 

از : شهاب مقربین

 

 

ادامه مطلب
+

 

در ظلمات مانده بودم
بوی تو پیچید در دلم
روشن شد همه جا
تو را دیدم
بوی تو رفت و رفت
محبوبه شب ام
کاش
در ظلمات مانده بودم

 

از : شهاب مقربین

 

 

ادامه مطلب
+

 

در دو سوی تُشَک ایستاده‌اند

مثل دو قهرمان آرام‌اند

به هم نزدیک می‌شوند

مثل دو دوست دست می‌دهند

به هم نگاه می‌کنند

مثل دریا […]

ادامه مطلب
+

 

کسی  به در کوبید

 

بلند شد

موهایش را مرتب کرد

در را باز کرد

 

باد بود

 

برگشت

آشفته مو

 

 

از : شهاب مقربین

 

ادامه مطلب
+

 

دریا عمیق است

تنهایی عمیق‌تر

 

دستت را بده

با هم  دست و پا بزنیم

پیش از آن که  غرق شویم

 

از : شهاب مقربین

 

 

ادامه مطلب
+

 

همه‌ی کلمات

معنای تو را می‌دهند

مثل گل‌ها همه

که بوی تو را پراکنده‌اند

 

سکوت کرده‌ام

که فراموشت کنم

اما مدام

مثل زنبوری […]

ادامه مطلب
+

 

نه

این‌ها کاغذی نیستند

که بادشان ببرد

پاره سنگی که روی رویاهایم گذاشتی   بردار

روی باد بگذار

رویاهای من‌اند

که باد را  به‌هم ریخته‌اند

 

ادامه مطلب
+

 

جوانی‌ام

گوشه‌ی آغوش تو بود

لحظه‌ای صبر اگر می‌کردی

پیدایش می‌کردم

آغوشت را  باز کردی

برای رفتن‌ام

شاید حق با تو بود

من دیر شده […]

ادامه مطلب
+

 

گاهی باید از خانه گریخت

به کوچه

خیابان

پارک

و در خود فرو رفت

 

گاهی باید از خود گریخت

به جاده‌های مه‌آلود

خانه‌های […]

ادامه مطلب
+

 

تصویرت را در آب دیدم

تو رفتی

من به دنبال رودخانه راه افتادم …..

 

از : شهاب مقربین

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ایلزاد: زیباست...
  • ایلزاد: آری چنین است. ....شاعر...
  • ایلزاد: شاعر...
  • ایلزاد: زیبا...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی