امروز :پنج شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۵

میان من و تنهایی ام

ابتدا

دستان تو بود

سپس درب ها تا به آخر

گشوده شدند

سپس صورت ات

چشم ها و لب هایت

و بعد تمام ِ تو

پشت سر هم […]

ادامه مطلب
+

 

غروب بود، تو بودی، تو مهربان بودی

برای مرگ خیالم چقدر راحت بود

 

برای دیدن بیست و چهار سالگی ات

زمان در آینه بیست و چهار ساعت بود

 

زمان […]

ادامه مطلب
+

 

عبور ماهی ها از کنار بشقابم

به من نگاه بکن! واقعاً تهِ آبم!

که بین جلبک‌ها نم کشیده اعصابم

شبیه یک بُرشِ بی ادامه از خوابم ↓

دراز می […]

ادامه مطلب
+

 

قلب من خانه ی زنی تنهاست

که بغل می کند جنونش را

که در آغوش می کشد هر شب

گریه ی کودک درونش را

 

قلب من کودکی کهنسال است

که […]

ادامه مطلب
+

 

ــ بی‌آرزو چه می‌کنی ای دوست؟

ــ به ملال،

در خود به ملال

با یکی مُرده سخن می‌گویم.

 

شب، خامُش اِستاده هوا

وز آخرین هیاهوی پرند‌گانِ کوچ

دیرگاه‌ها می‌گذرد.

اشکِ بی‌بهانه‌ام آیا

تلخه‌ی […]

ادامه مطلب
+

وسط خون و گریه می افتی

پدرت ایستاده پشت در است

آل زیر لحاف می خندد

قابله داد می زند : پسر است !

شیر پر! روز بعد ، مادر پر !

بعد از آن جنگ شد ، پدر…

ادامه مطلب
+

 

پاییز های خانه تکانی ؛ صدای بوق

با واژه واژه لخـ*ـت شدن ؛ تلخی دروغ

این ماه های حاوی یلدای کم فروغ

در قطره های شور و اسیدی […]

ادامه مطلب
+

بر حذر باش که این راهِ پر از بیم و امید

دلِ پُر خواهد و پای سبک و دست تهی

بر حذر باش که فرقی نکند در صفِ حشر

قدِ رنجور علف با تنه ی سروِ سهی

تبِ اندوه بگیرد بدنت را محکم

تک و تنها سفری رو به نهایت باشی

زیر دستان لَحَد غرق خجالت بشوی

تازه فکر قدغن های…

ادامه مطلب
+

 

زندگی دو لحظه‌ست؛

لحظه‌ای‌که می‌خندی و ابرها

شبیه پیرمردهای چاق بستنی‌فروش می‌شوند

و لحظه‌ای‌که می‌رقصی و بادها

در تمام نی‌لبک‌ها می‌وزند

و نخ بادبادک‌های بُرده را

دوباره به انگشت کودکان گره […]

ادامه مطلب
+

 

برایت،

عطر باغ وُ میوه های جنگلی را

عشق بازیِ آستانه ی در

شنبه های لبریز از عشق

یکشنبه های آفتابی

دوشنبه های خوش خُلق را

آرزو میکنم.

برایت،

یک فیلم با خاطرات […]

ادامه مطلب
+

 

چند سال دیگر چهل ساله میشوم

بعد به تمام روسری های صورتی فکر خواهم کرد که نخریدمشان

به تمام لاک های قرمزی که نزدم

به پیاده روهایی که […]

ادامه مطلب
+

 

امید زیادی به زندگی ندارم

و ارتفاع پنجره‌ات کمتر از دو متر که باشد

امید چندانی به مرگ هم نخواهی داشت

 

سال‌هاست روی تیغۀ باریک دیواری راه می‌روم

که […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • مینا امینی: درودها مانا باشید و موفق...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • هاست ویندوز: بسیار عالی! سپاسگزارم بابت زحماتی که میک...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی