امروز :جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶

سرم از روزهای بد پُر شد

مثل یک کیسه ی زباله شدم

جشن ِ بی مزه ی تولد بود

خبر آمد که چند ساله شدم

بعد شب شد، به […]

ادامه مطلب
+

من ﻫﺎﺷﻤﻢ ! ﮐﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ

ﺑﺎ ﯾﮏ ﺯﻥ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ، ﭼﻨﺪ ﺩﺧﺘﺮِ …

ﺑﯽ ﺍﺗّﻔﺎﻕ ﺧﺎﺹ ﺑﻪ ﺟﺰ ﻣﺮﮒ ﻣﺎﺩﺭﻡ

ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﻭ ﺑﯽ […]

ادامه مطلب
+

دو زن داشتم از دو تا مرد که…

دو تا گریه ی تحت پیگرد که…

دو تا خواب ِ آماده ی پا شدن

شبی […]

ادامه مطلب
+

یا ارّه باش بر تنِ سختم

یا تیغ نصفه، داخل تختم

یا سم بریز پای درختم

وقتی تبر وجود ندارد

وقتی در انتهای زمینی

ادامه مطلب
+

ﻧﮑﻨﺪ ﭘﻨﺠﺮﻩ‌ﺍی ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮنی ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ  اس ام ﺍﺱ ﺩﺭ ﺟﺎیی ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ

ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪی ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ […]

ادامه مطلب
+

بدون ساک بدون بلیط در ترنم

نشسته غربت تاریخ در خطوط تنم

«قبای ژنده خود را کجا بیاویزم؟!»

به گریه پسرم یا به دست‌های […]

ادامه مطلب
+

منو جا گذاشتی ته قصّه و

به اینکه داری می رسی، دلخوشم

برای تو که زندگی منی

خودم رو یه روز واقعا می کشم!

ادامه مطلب
+

پیدا بکن یک آدم آدم‌تری را

و شانه‌های محکم و محکم‌تری را

 

آقای خوبی که دلش سنگی نباشد

معشوق‌های دوستت دارم‌تری را
من را رهاکن، هرچه ‌می‌خواهی تو داری

از […]

ادامه مطلب
+

وسط یک خرابه­‌ی بی­‌مرز، شوت محکم به قوطی «رانی»

آن طرف زیر چند مرد جوان، جیغ یک بچّه­‌ی دبستانی

جفت­‌گیری سوسک­‌ها با موش، بالشی […]

ادامه مطلب
+

«حسن» آن گوشه نشسته ست که دودی بکند

خسته بر سیخ رود… بعد صعودی بکند!

«عاطفه» گوشه ی هال است در آغوش کسی

نه که از سـ-ـِ-کس… که […]

ادامه مطلب
+

یه توپ با تردید می چرخه

توو یه زمین سبز اون دورا

یه حس خوب مشترک شاید

بین من و زندون و مامورا!

 

هر شب بدون شام می خوابی

امشب […]

ادامه مطلب
+

مهدی ِ موسوی ِ بدبختی ست

زیر رگ های آبی دستت

مهدی موسوی ترسویی

که رسیده مرا به بن بستت

 

می دود از اتاق خود به کجا؟!

«هیچ» در لحظه […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ایلزاد: زیباست...
  • ایلزاد: آری چنین است. ....شاعر...
  • ایلزاد: شاعر...
  • ایلزاد: زیبا...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی