امروز :یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶

کندوی خانگی من

تب را چطور ندید در فنجان های نشسته ی عصرگاهی

گاهی که لا به لای نفس هات می پراکنی ام

گاهی که پاک می رود […]

ادامه مطلب
+

 

کاش می شد فاصله ها رو

از توی خاطره ها برد

اون روزایی رو که رفتن

کاش می شد دوباره آورد…

 

 

از : رضا حیرانی

 

ادامه مطلب
+

 

عکست را که از دیوار برداشتم،سقف کوتاه شد

آسمان چسبید به پنجره های روبرو

حالا

روی هر قابی دست می کشم

تو ظاهر می شوی

پشت هر چراغی می رسم […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ۱۴۰۲
      حرف‌هایم را در کتاب‌هایم نوشته‌ام فکر کردم: این روزها کسی کتاب ...
    373 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۸۱۱
    زندگی می رود در حالی که من زودتر از ...
    165 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۰۲۳
      نازی : تشنته ؟ آب می خوای ؟ من ...
    183 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۱۲۳
      در تـاریکـی چـشـمـان ات را جُـسـتـم در تـاریکـی چـشـم ...
    180 بازدید - بدون ديدگاه
  • ایلزاد: زیباست...
  • ایلزاد: آری چنین است. ....شاعر...
  • ایلزاد: شاعر...
  • ایلزاد: زیبا...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی