امروز :یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶

کندوی خانگی من

تب را چطور ندید در فنجان های نشسته ی عصرگاهی

گاهی که لا به لای نفس هات می پراکنی ام

گاهی که پاک می رود […]

ادامه مطلب
+

 

کاش می شد فاصله ها رو

از توی خاطره ها برد

اون روزایی رو که رفتن

کاش می شد دوباره آورد…

 

 

از : رضا حیرانی

 

ادامه مطلب
+

 

عکست را که از دیوار برداشتم،سقف کوتاه شد

آسمان چسبید به پنجره های روبرو

حالا

روی هر قابی دست می کشم

تو ظاهر می شوی

پشت هر چراغی می رسم […]

ادامه مطلب
+
  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...
  • خاموش: بعضی اشعار علاوه بر چشم ، دل را هم به دن...
  • فرید احیاکننده: درود بر دوست عزیزم و همراه قدیم مثل همیش...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی