امروز :شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶

۲۵۱

 

گاهی مسیر جاده به بن بست می رود

گاهی تمام حادثه از دست می رود

گاهی همان کسی که دم از عقل میزند

در راه هوشیاری خود مست می رود

گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست

وقتی که قلب خون شده بشکست میرود

اول اگرچه با سخن از عشق آمده

آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

گاه یکسی نشسته که غوغا به پا کند

وقتی غبار معرکه بنشست می رود

اینجا یکی برای خودش حکم می دهد

آن دیگری همیشه به پیوست می رود

وای از غرور تازه به دوران رسیده ای

وقتی میان طایفه ای پست می رود

هرجند مضحک است و پر از خنده های تلخ

بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود

این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست

تیریست بی نشانه که از شصت می رود

بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند

اما مسیر جاده به بن بست می رود

 

 

از : افشین یداللهی

 

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ۱۱۸۹
      آنقدر دوستمندار که خفه امکنی اندکی فاصلهبراینفس کشیدن، دیدن ...   از : ...
    225 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۸۲۳
    نایست، برو، ما با هم دوام می‌آوریم؛ و با هم، گرچه جدا ...
    239 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۳۴۱
      درخت‌ام، از من کتابخانه نسازید، تابوتم کنید برای معشوقه‌ام...     از : حسن ...
    166 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۳۲۸
      مگر چند بار دیگر می توانیم بر لاشه های ...
    156 بازدید - بدون ديدگاه
  • ایلزاد: زیباست...
  • ایلزاد: آری چنین است. ....شاعر...
  • ایلزاد: شاعر...
  • ایلزاد: زیبا...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی