امروز :شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
شعر

۱۷۴۹

محکمم مثل سنگ ، با این حال

روی قلبم کمی ترک دارم

با سکوتم برای هر زخمی

در دلم کوهی از نمک دارم!

 

الکی فکر می کنم هستم!

نیستم. خسته ام از این الکی…

خسته ام از خودم و این دنیا

که نداریم وجه مشترکی!

 

پای من روی مین ابهام است

پای من دیگر از “من” اش خسته ست

پای من تا کجا ادامه دهد؟!!!

ته دنیا همیشه بن بست است!

 

ته دنیا همیشه این بوده:

“کاغذی با دو سطر تنهایی،

در ورق پاره های یادنداشت(!)

با سکوتت کنار می آیی…

 

گاهی از بس که در خودت هستی

به خودت سخت میشوی محکوم!

بعد… این اتهام اجباری

می کند از خودت تو را محروم!

 

توی آینده ای رقم خورده

می نشینی و جات “مفعول” است

بعدِ یک عمر زندگی کردن

می شوی فاعلی که مجهول است!”

 

زندگی درد های اجباری ست

زندگی یک حقیقت محض است

زندگی لحظه ی تولد توست

زندگی اشتباه یک لحظه ست!

 

خسته ام از حقیقت، از دنیا

خسته ام از جریمه ای که منم!

پای یک نیمه بسته از رفتن…

رفته و نیست نیمه ای که منم.

 

 

از : پرتو پازنگ

 

 

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • شعر
    ۱۶۵۷
    ای یار ِ جفا کرده‌ی پیوند بریده، این بود وفاداری و عهد ...
    311 بازدید - ۲ ديدگاه
  • شعر
    ۱۷۴۹
    محکمم مثل سنگ ، با این حال روی قلبم ...
    340 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۲۶۶
      بخوان به نام گلِ سرخ، در صحاری شب که ...
    246 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۳۷۷
      نخست برای گرفتن کمونیست ها آمدند من هیچ نگفتم زیرا من ...
    254 بازدید - بدون ديدگاه
  • ایلزاد: زیباست...
  • ایلزاد: آری چنین است. ....شاعر...
  • ایلزاد: شاعر...
  • ایلزاد: زیبا...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی