امروز :سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶
شعر

۱۷۹۳

 

من روی گازم، مثل سوپی سرد از دیشب

در تختخوابت هستم و می سوزمت در تب

 

من در پذیرایی، اتاق ِ خواب، حمام ات

در شعر های بی مجوز، بی سرانجام ات

 

من روح سرگردان توی خانه ات، شاید

می بینمت در انتظاری و نمی آید

 

می بینمت در حسرت آن ارتباطی که…

می بینمت در مه، در آن تصویر ماتی که…

 

می بینی ام ؟! حس می کنی اصلا حضورم را ؟!

این نامه های نانوشته راه دورم را ↓

 

تنها بخوان من فرق دارم با من ِ قبلی

این دوست تازه کجا و دشمن قبلی؟!

 

قبل از تو من مغرور بودم، سخت بودم، حیف

در عمق دنیای خودم خوشبخت بودم، حیف

 

من شعر بودم، درد بودم، زن نبودم مرد

آن زن که با تو بود اصلاً من نبودم مرد

 

بعد از تو من هی زن شدم، هی درد می خوردم

هی عاشق ات بودم و از این عشق می مردم

 

انگشتهایم می شکست و مشت می ماندم

من خنجرت را دیدم و از پشت می راندم

 

من رو به رویت بودم و او پشت خط ات بود

تو مشترک بودی و من غرق حسادت بود

 

روی لباست تار موهای زیادی هست

بین من و تو حرف “او” های زیادی هست

 

حالا اگرچه دیر، می فهمم پشیمانی

من برنمیگردم، خودت هم خوب می دانی

 

من هستم و می بینی و می خوانی ام هر شب

من آتشی ویران که می سوزانمت در تب

 

تو نیستی و بی تو من سیگاری و مستم

من با تو زن بودم ولی بی تو خودم هستم …

 

 

 

از : نرگس کاظمی زاده

 

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • Sanaz: واقعا محشر بود فوق العاده بود???????????...
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی