امروز :یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶
شعر

۱۷۴۲

و ساده لوحی در خانه ی ما موروثی است

پدر تار می زد

و می گفت جهان به آواز زنده است

برادرم برای جنگ نامه می نوشت:

“تمامش کنید ابله ها

مگر نمی بینید

انسان کشته می شود”

و من فکر می کنم 

خاور میانه را

شعر نجات می دهد…

 

 

از : ناهید عرجونی

 

 

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • شعر
    ۱۷۵۸
    برگشته بودی بشکنی من را، شکستی! این زخم ها ...
    265 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۱۸۹
      آنقدر دوستمندار که خفه امکنی اندکی فاصلهبراینفس کشیدن، دیدن ...   از : ...
    205 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۲۷۷
      حرفی دارم که تا کنون آن را ننوشته‌ام زیرا سفیدتر از ...
    191 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۷۵
      تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه ...
    91 بازدید - بدون ديدگاه
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...
  • خاموش: بعضی اشعار علاوه بر چشم ، دل را هم به دن...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی