امروز :دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶
شعر

۱۸۰۰

وقتی دو بیت از تو سرودن مرا بس است

دیگر عزیز دل بنویسم رمان که چه؟!

آبی سفید چشم، لب سرخ، موی زرد

دیوانه ام روم پی رنگین کمان؟؟ که چه؟!

 

دنیای من دوقسمت ناعادلانه بود

بسیار در خیالت و کمتر کنار تو

وقتی خیالت از خود تو مهربان تر است

از دوری ات گلایه کنم همچنان که چه؟!

 

خوشبخت آنکسی ست که یکروز با شما

جغرافیای مشترکی را قدم زده

همراهی تو یک دو سه گامی مرا بس است

از این اضافه تر بشوی مهربان که چه؟؟

 

من آسمان ندیده ام..این خنده آور است

هر سمت را که می نگرم رنگ چشم توست

در ذهن من که چشم تو را ثبت کرده است

آبی چرا شود صفت آسمان ؟؟ که چه؟!

 

شب گریه های تلخ گدا بود و شعر من

این بیتها نتیجه ی یک عمر دوری است

حالا بخند شعر مجسم ولی مپرس

شب گریه چیست؟؟ شاعر بی آب و نان که چه؟!

 

 

 
از : علیرضا کیانی

 

 

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : ۲ دیدگاه
  1. ... می‌گه:

    خوشحالم برا ویرگول

    رو پاست..
    با شعر..
    باشعر..
    باشعر…

    خوندن چند پست عااالی..

  2. Sanaz می‌گه:

    واقعا محشر بود فوق العاده بود????????????❤❤❤❤❤







  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • Sanaz: واقعا محشر بود فوق العاده بود???????????...
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی