امروز :سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵
شعر

۹۰۰

 

مگر که خون من است این که می شود نوشَت
که پیک اولش این گونه برده از هوشت

 

کلیددار تویی ای نگاهبان بهشت
بگیر دست مرا و ببر به آغوشت

 

کشیده ای به ظرافت کمان ابرو را
به قصد جان من و خلق تا بناگوشت

 

سیاه بخت تر از موی سربه زیر تو شد
هر آن کسی که سرش را نهاد بر دوشت

 

شهید اول این بوسه ها منم … برخیز !
نشان بزن به لب آخرین کفن پوشت …

 

 

از : علیرضا بدیع

 

 

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • مینا امینی: درودها مانا باشید و موفق...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • هاست ویندوز: بسیار عالی! سپاسگزارم بابت زحماتی که میک...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی