امروز :شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶
شعر

۷۷۶

یک ‎ربع دیگر، پشت پرچین، لحظه‎‌ی‎ دیدار
کفش سفید راحتی، پیراهن گل‎دار

شاید بیاید از همین‎ ور، با همان لبخند
شاید که من دستی بلرزانم بر این گیتار

من یاس‌ها را می‎‌شناسم، هیچ یاسی نیست
کاین گونه عطرش را بپاشد بر تن دیوار

با گیسوانش، خواب خیس ابرها در دشت
یا نه، غباری زرد در آغوش گندم‎زار

او با صدای کفش‌هایش پشت آلاچیق
می‌آید و پر می‎کشند آن دسته‎های سار

من با همین گیتار، مثل کولیان دشت
بسیار نام عطریش را خوانده‎ام، بسیار

شب‌های موج یاس‌ها در غرفه‎های خواب
شب‌های چشم باغ‌ها در خواب و من بیدار

دلتنگ، پشت شاخه‎های بید، چون مجنون
سرمست، در پس‎ کوچه‎های عشق، چون عطّار

چون قطره اشکی تا شوم بر گردنش آویز
چون لکه ابری تا شوم بر شانه‌اش آوار

یک‎ ربع دیگر، در میان جاده، سرخ و سبز
رقص گل پیراهنش در لحظه‎‌ی دیدار

از : شهرام محمدی (آذرخش)

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ایلزاد: زیباست...
  • ایلزاد: آری چنین است. ....شاعر...
  • ایلزاد: شاعر...
  • ایلزاد: زیبا...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی