امروز :سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵
شعر

۱۱۰۹

 

وقتی نباشی مهم نیست ، باران ببارد … نبارد

من زنده باشم … نباشم … فرقی که دیگر ندارد

 

وقتی نباشی چه حرفی؟اصلا چه شعری؟چه عشقی؟

وقتی که هرلحظه بی تو ،داغی به دل می گذارد

 

وقتی تو بر لب نداری نام ِمن ِشاعرت را

بهتر کسی نام من را دیگر به خاطر نیارد

 

در لحظه ی جان سپردن بهتر که دیگر نباشد

چشمان خیسی که من را دست خدا می سپارد

 

نه کوزه…نه نی لبک، نه! در خاک سرد مزارم

ای کاش دستان گرمت یک شاخه مریم بکارد

 

این شاعرِ قرن حاضر، این بیت را حافظانه

رندانه بر لوح ِ شعرش، طرح تو را می نگارد

 

دیگر به آخر رسیده این نامه و شاعر تو

از راه دور و به گرمی دست تو را می فشارد

 

 

از : رویا باقری

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ۱۰۹۶
      لطفاً دو سه سطر زندگی قرض بگیر لای کلمات ...
    227 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۴۷۶
      چند روزی است حالم مثل سابق خوب نیست شعر ...
    105 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۱۶۴۳
    پیرزنی شوم آلزایمر بگیرم زنگ بزنم انگار پسرم هستی بگویم چقدر دلم برایت تنگ است ...     از ...
    160 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۳۰۷
      ــ اما چرا آهنگ شعرهایت تیره و رنگشان تلخ است ؟   ــ ...
    135 بازدید - بدون ديدگاه
  • مینا امینی: درودها مانا باشید و موفق...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • هاست ویندوز: بسیار عالی! سپاسگزارم بابت زحماتی که میک...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی