امروز :سه شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۵

۴۳۲

 

طوفان تر از همیشه به سمتم وزیده ای

مردی شکست خورده تر از من ندیده ای

 

از من مخواه راحت از اینجا گذر کنم

وقتی هزار پیله به دورم تنیده ای

 

یادم نرفته است همان ابتدای کار

گفتی چقدر دغدغه داری ، تکیده ای

 

ما سرنوشت مشترکی را قدم زدیم

مثل من از بهشت تو هم سیب چیده ای

 

این شعر را به چشم تو تقدیم می کنم

این دل سروده را که خودت آفریده ای

 

دارم به روزگار خودم غبطه می خورم

حالا که صاف و ساده مرا برگزیده ای

 

گاهی خیال می کنم اینجا نشسته ای

گاهی به روی زانوی من آرمیده ای

 

حتمن شگفت مانده ای ازکارهای من

دیوانه ای شبیه خودت را ندیده ای ؟

 

دیدم شبی به شکل کبوتر تو را به خواب

تا آمدم به سمت تو دیدم پریده ای

 

 

 

از : خدابخش صفادل

 

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ۱۲۹۱
      هستی بر سطح می گذشت غریبانه موج وار دادش در جیب و بی ...
    341 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۱۲۶
      از چشم ینگه ی مغموم آنگاه یادِ سوزانِ عشقی ممنوع ...
    144 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۱۶۹۵
    ﺗﯿﺰﯼ ﮔﻮﺷﻪﻫﺎﯼ ﺍﺑﺮﻭﯾﺖ ﭘﯿﭻ ﻭ ﺗﺎﺏ ﻗﺸﻨﮓ ﮔﯿﺴﻮﯾﺖ ﺁﻥ ﺩﻭﺗﺎ ...
    115 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۱۷۹۵
      مثل پيكانى كه خسته ست از اتوبان خسته ام ...
    313 بازدید - ۲ ديدگاه
  • مینا امینی: درودها مانا باشید و موفق...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • هاست ویندوز: بسیار عالی! سپاسگزارم بابت زحماتی که میک...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی