امروز :چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶
شعر

۴۱۲

 

عاقبت ترسم که بشکافد

سینه پر دردم از اندوه

خود چه پنداری مرا ای غم

شوربختی سوته‌دل،

                        یا کوه؟

 

 

از : حسن حاتمی

 

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • ۲۵۹
      آنقدر زمین خورده ام که بدانم برای برخاستن نه دستی ...
    111 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۱۶۴۳
    پیرزنی شوم آلزایمر بگیرم زنگ بزنم انگار پسرم هستی بگویم چقدر دلم برایت تنگ است ...     از ...
    219 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۱۱۵۹
      ذهن آجرنمات را بردار از غزل های قهوه ای ...
    227 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۱۵۳
      آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی دست ...
    245 بازدید - بدون ديدگاه
  • رها: ممنون مثل هميشه خاص و خواندني...
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...
  • خاموش: بعضی اشعار علاوه بر چشم ، دل را هم به دن...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی