امروز :شنبه ۵ فروردین ۱۳۹۶
مقاله ادبی

نگاهی به زندگی و آثار امیل زولا

بیست رمان روگُن


آروین آبدرم – امیل زولا ، در سال ۱۸۴۰ از پدری ایتالیایی و مادری فرانسوی در پاریس به دنیا آمد. دوران کودکی را به‌واسطه شغل پدر در شهر کوچک آکس سپری کرد. در سن هفت سالگی پدر را از دست داد و از آن پس تحصیل را در مدارس شبانه‌روزی و تنها دبیرستان‌ شهر پی گرفت. این رخداد باعث آشنایی او با پل سزان، نقاشِ بعدها مشهور فرانسوی شد. مرگ پدر علاوه‌بر آسیب‌های روانی، خانواده را به ورطه تنگدستی و فقر کشاند و موجبات سفر دائمی آن‌ها را به پاریس فراهم کرد. امیل، پس از پایان دبیرستان، چندبار در امتحان ورودیه کالج رد شد و همین شکست او را از ادامه تحصیل باز داشت. دو سال بعد را بی‌وقفه در جستجوی کار گذراند و از آنجا که توفیقی نیافت، فقر را با گوشت و پوست خود احساس کرد. این موضوع بعدها به یکی از کلیدی‌ترین موتیف‌های آثار او بدل شد.

شروع کار حرفه‌ای زولا با تمایل شدید او به جنبش رمانتیسم و سردمداران آن (هوگو، لامارتین و نووالیس) همراه بود. اولین کتاب او، «داستان‌های نینون» (۱۸۶۴)، دربرگیرنده گوشه‌هایی از زندگی او بود که با منظری غنایی و احساسی روایت می‌شد. تأثیر رمانتیسم به همان سرعتی که او را درنوردیده بود رنگ باخت و او را متوجه استادان جدیدی چون «بالزاک» و «استاندال» کرد. نتیجه این چرخش بزرگ دو رمان «اعتراف کلود» و «اسرار مارسی» بود.

در همین زمان خواندن کتاب «مقدمه‌ای بر طب تجربی» اثر «کلود برنارد» افق جدیدی پیش روی زولا گشود و او را به فکر نوشتن نوع متفاوتی از رمان انداخت. به‌این‌ترتیب او شروع به خلق آثاری کرد که بعدها با عنوان رمان تجربی از آن یاد می‌شد. اولین اثر او در این مرحله رمان معروف «ترزا راکین» بود که موفقیتی باورنکردنی برای زولا به‌بار آورد چنان‌که چند اقتباس تئاتری از آن پیاپی به روی صحنه رفت. خوش‌اقبالی ترزا راکین، زولا را بر این داشت که از این پس آثار خود را بر طبق یک الگوی نظام‌مند منتشر کند. بنابراین، تمام وقت و تمرکز خود را متوجه بنیان‌کردن اصولی کرد که از طریق آن می‌شد شخصیت‌ها و رویدادهای رمان را به‌نحوی علمی و آزمایشگاهی پروراند. زولا برای رسیدن به این هدف بر مشاهده، ثبت و ضبط و تجزیه و تحلیل عمیق حالات انسانی، توجه به امر وراثت و کنکاش در شرایط محیطی و اجتماعی و اقتصادی تأکید داشت. بنابراین، برای رسیدن به نتیجه مطلوب بر آن شد که همه کارهای بعدی خود را در مجموعه‌ای عظیم و مدون گرد آورد و چنین نیز کرد. ثمره دوران میانسالی او نوشتن مجموعه‌ای بود با نام Rougon Macquart (یا تاریخ طبیعی و اجتماعی یک خاندان در زمان امپراتوری دوم) که در کل شامل ۲۰ رمان بود که یکی پس از دیگری منتشر می‌شد.

زولا در اولین رمان از این مجموعه (دارایی خاندان روگُن)، مانیفست بوطیقای خود را که بعدها به یکی از اصلی‌ترین مراجع ناتورالیسم تبدیل شد مطرح می‌کند و به نقش وراثت در شادکامی یا ناکامی نسل‌های آینده می‌پردازد. رمان دوم (La Curée) به فساد حکومت حاکم و لایه‌های درهم تنیده قدرت در سطح جامعه حمله می‌کند. سومین رمان این مجموعه (Le Ventre de Paris) در مورد شرایط نابرابر اقتصادی و خرد شدن طبقه متوسط در برابر اشراف‌زادگان ثروتمند فرانسوی است. در رمان چهارم (فتح پلاسان) که در شهر خیالی پلاسان رخ می‌دهد، زولا به مناسبات خاص حکومت‌داری و تأثیر روحانیان فاسد بر حکومت و به طریق اولی بر جامعه می‌پردازد. در پنجمین کار از این مجموعه (فقدان پدر موره) زولا دوباره به سراغ تأثیر روحانیان و فساد ناشی از قدرت آن‌ها می‌رود و این‌بار رمان را حول شخصیت عجیب و نامفهوم روحانی سرژ موره استوار می‌کند. عنوان رمان بعدی زولا (Son Excellence Eugène Rougon) است که به بررسی ساختار سیاسی و تأثیر آن بر روابط خویشاندی در بالاترین سطوح جامعه معطوف می‌شود. رمان هفتم (L’Assommoir) در میان کل آثار زولا اثر یگانه‌ای است؛ از آن رو که او را برای اولین‌بار از زیر سایه سنگین بالزاک و دیگر نویسندگان بزرگ فرانسه خارج کرد. L’Assommoir روایت فروپاشی اعتقادی و جسمی (رواج اعتیاد به الکل در طبقه فرودست) طبقه کارگر فرانسه در اوج اشرافی‌گری آن کشور است. در اثر هشتم (برگی از کتاب عشق)، امیل زولا با جزئی‌نگری خاصی پرده از مکانیسم روابط احساسی در طبقه بورژوا برمی‌اندازد. نانا، عنوان نهمین رمان و یکی از مشهورترین آثار زولاست. نانا، شرح زندگی یک روسپی‌ است که به‌علت خصوصیات عجیب حرفه‌اش در دوران امپراتوری دوم به ارج و منزلتی دوگانه دست می‌یابد، از یک‌سو مجال حضور در جمع‌های اشراف و بزرگان را پیدا می‌کند و از سویی دیگر داغ بدنامی و رسوایی را بر پیشانی می‌بیند. زولا در این کار جامعه‌ای پر زرق‌وبرق اما تباه‌شده را به استادی تصویر می‌کند. (Pot-Bouille) دهمین رمان از مجموعه زولا همچون بسیاری دیگر از آثار او زندگی و آداب رایج طبقه بورژوا را هدف قرار می‌دهد. رمان بعدی از این مجموعه (Au Bonheur des Dames) به مناسبات اقتصادی نوین و تأثیر آن بر سطوح مختلف جامعه می‌پردازد. دوازدهمین اثر زولا (La joie de vivre) به رابطه دختر و پسری جوان می‌پردازد که بیم و امید زیستن آن‌ها را به‌طور دائم به یک نزدیک و از هم دور می‌سازد. اگر از هر نویسنده‌ای تنها یک اثر جاودانه بماند در مورد زولا این اثر بی‌تردید (ژرمینال) خواهد بود، سیزدهمین و البته خوش‌یمن‌ترین رمان این مجموعه. ژرمینال روایت طغیان معدنچیانی است که بر علیه استثمار اربابان می‌شورند و به اعتصابی طولانی‌مدت دست می‌زنند اما در نتیجه فشار فقر اعتصاب را می‌شکنند و دوباره به ظلمت معدن بازمی‌گردند، ژرمینال در به تصویرکشیدن زیستن لایه زیرین جامعه یکی از موفق‌ترین نمونه‌ها در قرن ۱۹ است. (شاهکار) عنوان چهاردمین اثر زولا به نقش هنرمندان و زندگی وهم‌گونه آن‌ها می‌تازد، این رمان محل مناقشه بسیاری شد تا جایی‌که پل سزان که تصویر خود را در قهرمان رمان می‌دید به موضع‌گیری علیه آن پرداخت. اثر پانزدهم این مجموعه (زمین) به زندگی روستاییان به‌ظاهر ساده‌ای می‌پردازد که در شرایط سخت از جنایت و کشتار ابایی ندارند. کار بعدی (رؤیا) اثری بود لطیف که در آن زولا نهایت تلاشش را انجام داد که سختی و خشونت رمان پیشین را خنثی کند. هفدهمین اثر این مجموعه (انسان وحشی) هجویه‌ای است که در آن زولا نظام اجتماعی فرانسه و روابط جاری در آن را به باد انتقاد می‌گیرد. (پول) هجدمین اثر مجموعه، باز هم به مناسبات مالی و اقتصادی و امکان جدید آن زمان یعنی بورس و تأثیر آن در فروپاشی روانی جامعه می‌پردازد. نوزدهمین اثر را زولا با عنوان (افتضاح) انتشار داد و در آن به رویدادهای سیاسی در دوران ناپلئون سوم و تأثیرات جنگ فرانسه و پروس پرداخت. در آخرین اثر این مجموعه (دکتر پاسکال)، زولا دوباره روی نظریات قدیمی خود پافشاری کرد و بحث وراثت را دستمایه خلق این اثر قرار داد.

با اتمام آخرین رمان، زولا طرحی برای نوشتن مجموعه‌ای دیگر درباره سه شهر ریخت: لندن، رم و پاریس. مجموعه‌ای که اصلاً زحمت نگارش آن با مجموعه پیشین قابل مقایسه نبود.

زولا در اواخر عمر وارد یک جنجال سیاسی هم شد. جنجالی که در رابطه با افسری به نام آلفرد دریفوس شکل گرفت و باعث شد که زولا متن مشهور «من متهم می‌کنم» را منتشر کند. پس از این رویداد و اعاده حیثیت از دریفوس و همین‌طور زولا، او به فکر نوشتن مجموعه‌ای دیگر افتاد که با مرگش عملاً ناتمام ماند. مجموعه‌ای بر اساس اناجیل اربعه که فقط سه قسمت از آن منتشر شد.

امیل زولا در تاریخ ۲۹ سپتامبر ۱۹۰۲ به دلیل خفگی بر اثر مسمویت مونوکسید کربن درگذشت.

 

منبع: انجمن رمان ۵۱

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : بدون دیدگاه






  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • زهرا: ویرگول :) پاینده باشی :) خیلی خوبه که ای...
  • علی معصومی: عالیه...دمت گرم...
  • خاموش: بعضی اشعار علاوه بر چشم ، دل را هم به دن...
  • فرید احیاکننده: درود بر دوست عزیزم و همراه قدیم مثل همیش...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی