امروز :چهارشنبه ۲۹ دی ۱۳۹۵
شعر

۱۷۶۳

چه استراحت خوبی است در جوار خودم
خودم برای خودم با خودم کنار خودم

 

همین دقیقه که این شعر را تمام کنم
از این شلوغ ِ شما می روم به غار خودم

 

به سمت هیچ تنم را اشاعه خواهم داد
به گوش او برسانید رهسپار خودم

 

چه لذتی است که یک صبح سرد پاییزی
کنار پنجره باشم در انتظار خودم

 

گلی نزد به سرم زندگی اجازه دهید
خودم گلی بگُذارم سر مزار خودم

 

اگرچه این همه سخت است نازنین بپذیر
دلم به کار تو باشد سرم بکار خودم

 

 

 

از : احسان افشاری

 

FacebookGoogle+TwitterBlogger PostLinkedIn
<< مطلب قبلی مطلب بعدی >>
دیدگاه ها
تعداد دیدگاه ها : ۸ دیدگاه
  1. ساجده می‌گه:

    آخ چقدر این شعره وصف حال منه الان.
    تا چند روز پیش این بودم:”دلم به کار تو باشد سرم به کار خودم”
    اما الان دلم هم به کار خودمه :)

  2. از اینکه برای خودت هستی..
    از اینکه خودت هستی
    خدا را شکر..
    این روزها هیچ کس خودش نیست
    این روزها هر کدام از ما برای دیگری زندگی می کنیم..
    راه بر ما سخت شده است
    و بین بایدها و نبایدها مانده ایم..
    ساده نگیر حرفهایی را که ساده نوشته می شوند..!

  3. زهرا می‌گه:

    چقدر خوب که یجایی هستید بالاخره!:)))))
    خیلی:)))







  • محبوبترين
  • اتفاقي
  • ديدگاه ها
  • شعر
    ۴۸۸
      کاغذها، یکی‌یکی خیس می‌شوند ترسی ندارم حتی پلیس هم بو نخواهد برد این ...
    116 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۰۰۷
      هم چنان حالم خوب نیست. احساس می کنم شکست ...
    115 بازدید - بدون ديدگاه
  • ۱۲۵۷
      به این خوشم که شما گرفتارِ من نیستید به ...
    122 بازدید - بدون ديدگاه
  • شعر
    ۹۹۲
      دستم را که رها می‌کنی، سـُ‍ر می‌خورم توی بغل ...
    209 بازدید - بدون ديدگاه
  • مینا امینی: درودها مانا باشید و موفق...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • ویرگول: بوی خاک، شمارش ستارگان ... نه آنچه که در...
  • هاست ویندوز: بسیار عالی! سپاسگزارم بابت زحماتی که میک...

خبرنامه سایت

تبليغات

لیست شاعران

تبلیغات

منو اصلی